تعداد کل بازديد : 41767

  بازديد امروز : 10

وبلاگ؛ رسانه مردم - عصر ارتباطات

[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

 

موضوعات وبلاگ

 

 دوستان



 

درباره خودم

 

لينک به لوگوي من

وبلاگ؛ رسانه مردم - عصر ارتباطات

 

اشتراک

نام:

ايميل:

 

 

حضور و غياب

يــــاهـو

 

جستجوي سريع

 :جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

 

آواي آشنا

 

بايگاني

انقلاب مجازی
ارکات [2]
لاريجاني [2]
تا انتخابات!!! [4]
اسلام از مکه تا اينترنت! [4]
گپ های دخترانه
مناظره ی سیستم عامل ملی
ارتباطات ِ عصر ِ تنهایی
وبلاگ؛ رسانه مردم
نجوای رمضان [5]
امت مجازی
اسلام هک نمی شود!
برای او [2]
45 دقیقه تا خرامه!
انقلاب زنده است تا خمینی زنده است

 

کوتاهى در کار را پشيمانى بار است و دور انديشى را سلامت در کنار . [نهج البلاغه]

+ وبلاگ؛ رسانه مردم؟

نويسنده:محمد صادق افراسيابي::: پنجشنبه 24/6/1384::: ساعت 2:5 صبح

بسمه تعالي


سلام. چند وقت پيش مقاله اي براي يکي از مجلات نوشتم که در سايت هاي آي تي ايران و باشگاه انديشه هم مورد توجه قرار گرفت. حدود دو سه هفته از انتشارش مي گذشت که ديروز ديدم ايسنا اين مقاله رو توي صفحه اولش آورده. البته الان در اين نشاني موجوده: http://isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-583104


اما حس کردم بد نيست اون رو  توي وبلاگم بذارم تا مشترکان وبلاگ هم استفاده کنن. به هر حال من واقعا منتظر نظرات شما در رابطه با اين بحث هستم.


 موفق باشيد.


يا حق.
مفهوم ارتباطات جمعي شايد براي اولين بار همزمان با تکامل صنعت چاپ، و انتشار کتب، روزنامه ها و مجلات در سطح انبوه شکل گرفت.
پيدايش صنعت سينما، اختراع راديو و تلويزيون، همه منجر به پيدايش مفهومي مشخص از ارتباطات جمعي شد؛ مفهومي که در آن سازمان رسانه اي با تمام اجزايش محوريت تعريف اين نوع از ارتباطات را عهده دار شد.
تاکيد بر نقش سازمان رسانه اي، از آن رو است که در ارتباطات جمعي به خصوص ارتباطات صوتي و تصويري، ديگر اين نيروهاي انساني نيستند که موضوعيت دارند، بلکه آنچه براي مخاطب شناخته شده است، سازماني مي باشد که با وي ارتباط بر قرار مي کند.
هر چند با اختراع اينترنت و گسترش آن، به جهت از بين رفتن سختي ها و مشکلات ايجاد فضاهاي ارتباط با مخاطب عام، تهديدي جدي عليه مافياي رسانه اي جهاني ايجاد شد، اما باز هم در نهايت اين پايگاههاي اطلاع رساني بودند که نقش سازمان هاي رسانه اي را ايفا مي کردند. و بنابراين روند تسلط سازمان بر دست اندر کاران تهيه و توليد همچنان باقي بود. اين روند تا زمان اختراع وبلاگ ادامه داشت.
با اختراع وبلاگ به نظر مي رسد که شاهد يک انقلاب ارتباطاتي بوده ايم. سرويس وبلاگ هر چند توسط ارگان مشخص که مي تواند خصوصي و يا دولتي باشد، ارائه مي شود، اما در حقيقت اين کاربران وبلاگ مي باشند که مخاطب با آن ها برقرار کرده و حتي بالاتر از آن همين کاربران هستند که به نهاد ارائه دهنده وبلاگ اعتبار مي بخشند. با توجه به آنچه گفته شد مي توان گفت که وبلاگ سبب ايجاد انقلابي در عرصه رسانه ها شده است؛ انقلابي که در آن مفهوم ارتباطات جمعي که در آن يک سازمان خاص متولي ايجاد ارتباط با مخاطب است، با مفهوم ارتباطات ميان فردي و ميان گروهي که در آن يک فرد با افراد ديگر و يک گروه با گروههاي ديگر ارتباط برقرار مي کند، پيوند خورده است.
همين وصلت، سبب ايجاد امکانات جديد و اختصاصي و در کنار آن مشکلاتي تازه براي وبلاگ شده است.
برخي از اين امکانات عبارتند از:
1.
همه گير بودن وبلاگ به معناي فراهم شدن امکان اشتغال در اين رسانه براي همه اقشار يک ملت و برداشته شدن انحصار رسانه اي
2.
تعامل دو طرفه نويسنده و خواننده وبلاگ از طريق کامنت، ميل، پي ام، و در نتيجه رشد و تعالي فکري نويسنده و خواننده وبلاگ
3.
استفاده از نظريات نويسنده وبلاگ و خوانندگان به طور همزمان از طريق دنبال کردن سير کامنت ها
4.
امکان مشاهده بازخورد يک مطلب توسط نويسنده و خواننده بر حسب تعداد بازديدکنندگان و کامنت هاي يک مطلب
5.
پرداخت به حوزه هاي تخصصي بر حسب علاقه و تخصص نويسنده وبلاگ
6.
ايجاد حلقه هايي از وبلاگ هاي مختلف از طريق ارائه لينک به آن ها
7.
امکان به روز رساني سريع وبلاگ با توجه به اينکه بر خلاف ساير رسانه ها هيچ دروازه بان و فيلتري در آن نقش ايفا نمي کند
8.
کشف استعدادهاي نهفته افراد با ايجاد تريبون براي همه اقشار جامعه و در نتيجه شناسايي نخبگان ملي
9.
بسترسازي براي آشنايي عموم با افکار و عقايد و نحوه زندگي خواص از طريق مطالعه وبلاگ هاي آنان
10.
عادت دادن مردم به دموکراسي و تحمل نظريات مخالف با توجه به فراهم شدن امکان طرح مباحث متفاوت و بعضا متضاد
11.
تعالي ساير رسانه ها با توجه به ايجاد فضاي رقابتي و شکست رسانه هاي غير حرفه اي
اين امکانات و مواردي نظير آن سبب شده است که عده اي آينده وبلاگ را بسيار روشن توصيف کرده و از آن تحت عنوان رسانه فردا و يا رسانه مردمي ياد کنند. اما از سوي ديگر خطراتي نيز متوجه اين رسانه است که سبب شده هنوز آينده اين رسانه مبهم باشد.
برخي از اين خطرات عبارتند از:
1.
ضعف مطالب با توجه به حذف دروازه بان ها، دبيران، سردبيران، کارگردانان و ...
2.
عدم اعتبار بسياري مطالب به دليل انتشار قبل از حاصل شدن يقين به نسبت به صحت آن ها
3.
پرداخت کم نسبت به حيطه هاي تخصصي با توجه به علايق مشترک مردم که همان پرداخت به مسايل عاطفي و احساسي است
4.
ايجاد فضاي گفتمان ميان تمامي اقشار ملت حتي آن ها که صلاحيت شکل دهي انديشه ديگران را ندارند و از طريق وبلاگ به ارائه برخي بد آموزي ها مي پردازند
5.
عدم پرداخت دستمزد وبلاگ نويسان با وجود داشتن سهم عمده در تکوين آراي علمي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي
خطراتي که بيان شد به اضافه موارد ديگري که شايد از آن ها غفلت ورزيده ايم، در کنار امکاناتي که پيشتر از آن سخن رانده شد، اين سوال را در ذهن ايجاد مي کند که به راستي آينده وبلاگ چه خواهد بود؟ نظر شما چيست؟ شما هم مي توانيد نظرات خويش را از طريق ارسال ميل به نشاني  afrasyabi@gmail.com به اطلاعم برسانيد.


موضوعات يادداشت



[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

©template designed by: www.persianblog.com