بسمه تعالي
سلام
خوب هستيد که ان شائ الله؟
همون طوري که هفته پيش قول دادم، اين هفته و هفته بعد گزارش مصاحبه اي رو که با دکتر علي لاريجاني – کانديداي شوراي هماهنگي انقلاب در انتخابات آتي رياست جمهوري - ، داشتم به محضر شما خوانندگان گرامي تقديم مي کنم.
اما قبل از اين که به مصاحبه بپردازم، لازم مي دونم از برادر مفتاح، برادر هدايتي، و جناب آقاي رضا اميرخاني که با پيام ها، تلفن ها و صحبت هاي صميمانه خويش به بنده دلگرمي دادن، تشکر کنم؛ مي دونيد الان حس مي کنم جاي کي بيشتر از همه خاليه! عمرا بتونيد حدس بزنيد!
خب! خودم ميگم: « سرمدي عزيز»، « کورش علياني»، « باباوند» و « مهدي پور»!!!
اگه کسي نامبردگان رو ديد از طرف من بهشون سلام برسونه.
حال اصل مطلب!
همه او را مي شناسيم. دکتر علي لاريجاني!
رئيس سابق سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و کانديداي انتخابات آتي رياست جمهوري.
تقريبا دو ساعت گپ زديم؛ در طول اين مدت نه به ساعتش نگاه کرد و نه تلفنش زنگ زد.
آن روز براي من روز بسيار بزرگي بود؛ سخنم رو اينگونه شروع کردم:« آقاي لاريجاني امروز احساسم اين است که حضور من در برابر شما، حضور نماينده نسل جوان در برابر شماست؛ نسلي که سوالات بي پاسخ بسياري دارد و انتظار دارد که شما به عنوان نماينده نظام جمهوري اسلامي ايران و فردي که براي ساليان دراز مورد اعتماد مقام معظم رهبري قرار گرفته است، بدين سوالات پاسخگو باشيد»!
و اينگونه داستان يک گفتگوي دوستانه پا گرفت.
از مشکلات نسل جوان حرف زديم؛ از اينکه او مهمترين مسئله نسل جوان کنوني را چه مي داند.
لاريجاني:« در بحث جوان نمي شود يک مشکل را برجسته تر از بقيه ي مشکل ها نشان داد. زيرا مقوله جوان يک مقوله ي اجتماعي، سياسي، اقتصادي است و نمي شود آسيب را در يک بخش منحصر کرد. از يک طرف ما برجستگي هايي در نسل جوان داريم و از يک طرف هم کاستي هايي. ازجمله تحقيقاتي که مراکز پژوهشي و تحقيقاتي کشور ( چه صدا و سيما و چه وزارت ارشاد ) انجام مي دهند، نشان مي دهد که در برخي مولفه ها جوان هاي ما وضع فوق العاده اي دارند. مثلا در زمينه ي باور هاي ديني نسل جوان فوق العاده وضع مناسبي دارد؛ يعني اعتقاد به خدا، پيامبران و معاد در ميان جوانان حدود 96% است. اين وضع مناسبي است. به دور از نوع لباس و نوع آرايش نشان دهنده ي فطرت خدا جو در جوانان ماست. نکته ي بعد بستري است که در جامعه ي ما به برکت انقلاب و پيش زمينه ي تاريخ تشيع فراهم شده است.
مولفه ي بعدي غرور ملي است؛ مثل اينکه مردم به ايراني بودنشان افتخار دارند، به اينکه مسلمانند افتخار دارند، به پرچمشان اعتقاد بالاي دارند و اين مولفه ايست که در جوان هاي بسيار بالاست.
البته در مورد سلوک رفتاري در جامعه طيف وجود دارد. ممکن است افرادي وجود داشته باشند که تمام موراد بالا را قبول داشته باشند ولي نسبت به آنها عامليت نداشته باشند. طبيعي است زيرا انسان به خيلي چيزها ممکن است اعتقاد داشته باشد اما در مقام عامليت ممکن است سستي داشته باشد.
در مورد آسيب ها، آسيب ها چند بخش است: برخي آسيب ها ي اجتماعي است، برخي ماهيتا فرهنگي است. مثلا در مورد اعتياد گزارش ها نشان مي دهد که در ميان جوان ها يک آسيب است و بر رفتار فرهنگي تاثير مي گذارد.
عامل ديگر مسئله ي اشتغال جوانان است. حجم بيکاری زیاد است و دانشجویی که درس می خواند اطمینان ندارد که مشغول به کار می شود. باز جوانی که دانشگاه نمی رود مشکلات خاص خود را دارد.
مشکل بعدی مشکلاتی است که از لحاظ اقتصادی در عقاید انسان ایجاد می شود. بالاخره فقر باعث تغییر یک سری داده ها در انسان می شود.
برخی از ین معضلات ریشه ی بیرونی دارند عنی فرهنگ جهانی عامل آن است. مثلا ماهواره، اینترنت و سایت های مخرب تاثیرات خاص خود را دارد.
من فکر می کنم با این مختصاتی که آدم در مجموع در نظر می گیرد و خصوصیاتی که در قوم ایرانی وجود دارد ( مثل مولفه هایی که در پیوستن به حقیقت در ما هست ) به نظر می رسد نسل جوان باید بیشتر به هویت تاریخی- فرهنگی خود نظر داشته باشد.
ما هر تئوری توسعه ای را در نظر بگیریم نیروی انسانی در آن نقش مهمی دارد. یعنی نیروی انسانی خلاق و پویا. و این وقتی رخ می دهد که که فرد هویت تاریخی- فرهنگی خود را بشناسد».
پرسیدم: « شما گفتید یکی از بزرگترین مشکلات جوانان ما در نشناختن هویتشان است؛ از دید شما علت چیست»؟
تاملی دلنشین همراه با غنچه جاودان تبسمی که همیشه بر لب دارد؛ و اینک غنچه می شکفد:« عواملی که من شمردم بر این مسایل هم سابه می اندازد. باور داشتن خود همواره یک زمینه هایی باید داشته باشد. اگر فشار اقتصادی زیاد باشد ذهنیت را خراب می کند. اگر فشار فرهنگی زیاد باشد ذهنیت را خراب می کند. مثلا ازدواج. در تحقیقات ما سن پسرها در ازدواج 30 سال و سن دخترها به 26 سال رسیده است. این خود فشاری است که در باورها تاثیر می گذارد. ضمنا رسانه ها تاثیر دارند. من تاثیر عوامل فرهنگی را در این مسایل بیشتر از خود فرهنگ می دانم. گاهی سیاست زدگی در حوزه ی فرهنگ است که مشکل زاست. اگر به فرهنگ بخواهیم ابزاری نگاه کنیم باز هم مخرب است. این مجموعه ایست که باید به آن توجه داشت. زمینه ی رشد در جوانان ما خیلی فراهم است فقط باید عوامل پیرامونی هماهنگ شود».
می گویم: « چه کسی باید این کار را انجام دهد»؟
پاسخ می دهد:
ادامه این مطلب را هفته بعد بخوانید ...
منبع: افراسيابي، محمد صادق. ( 13/10/83). جوانان بايد هويت تاريخي و فرهنگي خويش را بشناسند. رسالت، 5480، 7.